سفارش تبلیغ
صبا ویژن
ما را حقى است اگر دادند بستانیم و گرنه ترک شتران سوار شویم و برانیم هر چند شبروى به درازا کشد . [ و این از سخنان لطیف و فصیح است و معنى آن این است که اگر حق ما را ندادند ما خوار خواهیم بود چنانکه ردیف شتر سوار بر سرین شتر نشیند ، چون بنده و اسیر و مانند آن . ] [نهج البلاغه]
صفحات اختصاصی
 
حدیث امروز
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :4
بازدید دیروز :12
کل بازدید :29390
تعداد کل یاداشته ها : 22
99/1/22
2:53 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
[147]
از نسیم سحر آموختم و شعله ی شمع ؟؟؟!!! رسم شوریدگی و شیوه ی شیدایی را؟؟!!!

خبر مایه

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر

وز دور مژده جرس کاروانیم

گوش زمین به ناله من نیست آشنا

من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند

چون میکنند با غم بی همزبانیم

ای لاله بهار جوانی که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

برخاستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار

من نیز چون تو همدم سوز نهانیم


94/8/25::: 9:13 ص
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ لطفاً فایل ارسالی من به نام سلام خدای مهربون را حتماٌ‌ تا آخر بخوانید خیلی خوب و اثربخش هستش ؟؟
+ پیـــش چـــــشم مــردم مستضعف ما بنز و ژیان هــــر دو مـــــاشیــــنند، اما این کــجا و آن کـجا
+ تیـــــغ جــــلادان کجــــست و ابـروی دلـدارکج هــــردو خـــون ریــزند، اما این:D کجـا وآن کجاB-)
+ خـــال مهــرویان ســیاه ودانــــه فــلفــــــل ســیاه هـــردو جانســـوزند امــا ایــن کجـــا وآن کجــــا آن یکــی بوزینه درکـــاخ و یکی در بـــاغ وحش هـــردو میمــــونــــند امـــا این کـــجا و آن کــجا
+ سلام
+ سلام به همه دوستان
+ سلام، دوستانی که دیشت یا امشب جشن عقد یا عروسیشون هستش ، تبریک عرض می نمایم، امیدوارم که خوشبخت بشید،
+ خواهری داد می زد گریه می کرد،می گفت:می خواهم صورت برادرم را ببوسم... اجازه نمی دادند. یکی گفت:خواهرش است،مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش را ببوسد. گفتند:شما اصرار نکنید نمی شود...این شهید سر ندارد ! السلام علیک یااباعبدالله الحسین
+ سلام، درددل یه رزمنده؟؟؟ پشت میدون مین زمینگیر بودیم چند بسیجی داوطلب شدن با رفتن روی مین معبر باز کنن ، یکیشون چند قدمی رفت و دوباره برگشت، فکر کردیم ترسیده، بعد پوتین های خود را درآورد و داد به همرزمش، گفت تازه از تدارکات گرفتم، حیفه، مال بیت الماله،!!! پا برهنه رفت رو مین ؟؟؟ راستی با 3 هزار میلیارد تومان چند تاپوتین ...
+ سلام به همه دوستان چه آنانی که حاضرند و چه آنانی که غایبند؟؟!!! دروود!!!!